Check Page Rank of your Web site pages instantly:

This page rank checking tool is powered by PRChecker.info service

tyle> .matlab img {max-width:100px;max-height:100px; عرفان واعتراض - داستان شان نزول سوره عبس چرا خداوند بپامبرش تشر میزند
عرفان واعتراض
ایمان واعتقاد بدون شناخت وآگاهی متزلل است و روبه ویرانی !..............
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ


اگر علمای ادیان به آنچه پیامبران آورده واصحاب راستین ونخستینشان بر آنها کوشیده
وجانها داده اند ، وفادار بوده وبنا به اراده قدرتمندان زمان ،مصالح را بر حقایق ترجیح
نمی داده وخیانت نمی کردند ،امروز شاهد این همه دین گریزی در جهان ادیان نبودیم !
آمار از شناسنامه ها میگوید ودر مقابل ایمان قلبی ناچار است وخاموش !!!!!!!!!!!!!!

مدیر وبلاگ : محمد کدخدایی
نویسندگان
[cb:post_b

چرا خداوند به پیامبرش تشر می زند  ؟!

نویسنده :محمد کدخدایی

هرگاه در قران به سوره عبس میرسم وآن را می خوانم ،

 چون شأن نزول وقصه اش را می دانم ،

دلم سرشار میشود از امید وعشق به اینکه خدایی دارم

 این چنین مهربان ورحیم وکریم  ...

وقند تُو دلم آب می شود  !

اما وقتی طرز عمل بندگان خدا ومدعیان تقدس وتقوی ،

 وسکوت خدا را در مقابل جنایت ها وقساوت ها

و فریب هایشان میبینم ،

دلم گرفته و زهره ام آب می شود !

اما چون می دانم و ایمان دارم که خدای من همان خدائیست

 که از لغزش بسیار ناچیزی که

در دیدگان درشت بین مؤمنان امروز اصلا وابدا قابل رؤیت نیست نمی گذرد ،

 ایمانم را موکول به شناخت و آگاهی بیشتر وبیشترو نه

 بخاطر ترس های موهوم متداول ازخدا !!

ویا معامله دوزخ وفردوس ؛.....


body1]

که عشقی گرما بخش ومتحرک ومتبرک که همواره در جان ودل خویش

احساس می کنم ، قرار می دهم !

شأن نزول سوره (عبس) که سخت ،

 آموزنده وبیانگر بسیاری از حقایق مکتوم است ،

این چنین است :

پیامبر واصحابش در سویی ،

ونمایندگان زر و زور وفریب وشریعت شرک  در دگر سو !

سخت با هم در بحث وجدل وگفتگو ....

پیامبر چنانِ همیشه ، حتی بیش از آنچه خدا از او می خواهد وانتظار دارد ،

می کوشد و می جوشد و می خروشد !....

او برای اعتلای اسلامِ جوان ،

 ودعوت نیرومندترین اندیشه های تبعیض وتفرقه وشرک که منافعشان

نه در پیام پیام آور خدا که جامعه ای توحیدی وبی طبقه را نوید می دهد

ونا برابری را پالودن ! ؛

بلکه در روح اشتراک که جوامع را منحط وافکار را فاسد وارواج را متشتت ،

 وطبقات را افزون و اندیشه ها را آلودن می بینند ! ؛.......

تلاش ها کرده وبرای زدودنش رنج ها برده .

و امروز نیز ؛ در گرما گرم جلب وجذب سران فتنه وشرک ؛

 بناگهان صدای عصای آشنای (ابن ام مکتوم) پیر مرد کور وژنده پوشی که

 همیشه از پیامبر میخواهد که برایش حدیث گفته وقران بخواند ، فضای آکنده

ازتوحید وشرک را در هم می شکند ؟!.........................................پایان قسمت اول

Mohammad-erfan.mihanblog.com

شعر عرفان واعتراض

محمدکدخدایی

داستان شان نزول سوره عبس ...(قسمت دوم تا قسمت پنجم)

چرا خداوند به پیامبرش تشر می زند  ؟!

نویسنده :محمد کدخدایی

پیرمرد ،عبای پیامبر را گرفته وبسوی خویش می کشد

وچنان همیشه با صدای بلند ، می گوید :

محمد ! برایم حدیثی بگو !....

او پیامبر را دوست دارد وپیامبر نیز ، دوست می داردش  !

زیرا پیامبر امی ، پیامبر مرام ومعرفت وعشق ورحمت وبرادری وبرابری ؛...

غیر ازاین نمی تواند ونمی شاید که باشد....

و پیرمرد نیز ،ارادت ومهری خاص نسبت به دوست خویش داشت !!!

زیرا پیامبر را درویشی می دید که نه چون ندارد ،

 ونمی تواند که بخورد ؛ به فقر وقناعت

و درویش بازی های مرسوم پرداخته ! ؛...

بلکه دارد و می تواند !...

ولی "روح واندیشه اش درویش" است ونه زبانش به (یاهو) گفتن های دروغین !

وحتی با رها در جمع یارانش گفته است که ::::((الفقر فخری )) !!

(یعنی فقر در عین داشتن ، فخر من است)  !........

و ژنده پوش کور !

 مرید این چنین مرادی است !

او نمی داند "مرادش" چه رنج ها ودرشتی ها وسختی ها

 برای برداشتن دیوارهای جهل وتکبر

بین او واشرافیت منحط وپست اندیش ومتعصبی که

امروز چنان همیشه با آنان دست بگریبان است ،

متحمل شده ومیشود ؟!

تکرارنیاز واصرار پیرمرد به خواندن قران وحدیث ،

رشته ی کلام را گسیخته میکند

نزدیک است سران بت پرستان فائق آیند بر کینه های دیرینه !!!...

پیامبر در پاسخ پیرمرد کور ،

دوست نزدیک و دور چیزی نمی گوید ....

تنها روبطرفی می گرداند ..........................................(پایان قسمت دوم)

Mohammad-erfan.mihanblog.com

شعر عرفان واعتراض

محمدکدخدایی

 

پیرمرد نمی بیند ولی سکوت را خوب می شناسد

و سکوت محمد را که هرگز چنینش ندیده !!....

غمگین ومتاثر، رنجورو متحسر بازمی گردد ....

گویی دلش شکسته  !!!!

و آنجا ست که عرش خدا می لرزد .....

فرش زمین با همه ی اقتدار کوهها ودریاهای پهناورش ،

می هراسد ومی ترسد !........

آری ! این خداست که محمد ص بنده ی خاص و یکی از صمیمی ترین دوستان مخلص

خویش را خطاب قرار می دهد :

(عبَسَ و تولّی (1)اَن جاء هُ الاعمی (2)وما یدریکَ لعلّه یزکّی(3)...................

گویی با پیامبرش قهر کرده !

 پشتش را به او کرده !

و او را نه بصورت مستقیم ،که غیر مستقیم !

استفهام انکاری  ، ونه مخاطب بلکه مغایب !

مورد خطاب قرار داده و او را مواخذه میکند !.......

تشرش می زند !....برای چه ؟!......

برای گناه ناکرده که برای خدا ودر محضرش گناه است !.........

اینجا خداوند در س عینی وعملی می دهد

 به همه ی قدرتمندان  کاهنان و روحانیان ومغان وساحران و...

که ادعای قرب الی الله می کنند واز عدالت وایمان و وجدان

ویا نژاد برترداد سخن می رانند ...

می خواهد بگوید این است راه من !

حساب وکتاب و عدالت من !

 این است  (ذره المثقال) من !

Mohammad-erfan.mihanblog.com

شعر عرفان واعتراض

محمدکدخدایی

 

به گدایی ژنده پوش که به  امیدی به سویت آمده

و می تواند هدایت شود رو ترش میکنی و به کسانی که

در آنان امیدی نیست وبی نیازی واستغناءمی کنند از هدایت های تو

 وکبر وغرور دارندوبه زور و پول ومذهب دروغینشان  ،

وباورهای پوسیده پدرانشان می نازند ،

توجهت وتلاشت را معطوف داشته ای ؟!.

(پیام آور) را وحشتی بیسابقه فرا می گیرد وبه اویی که

 با ترس هیچگونه آمیختگی وآشنایی ندارد ،

وپشتش به خدای جهانیان قرص است ومحکم ،

طعم بیم وهراس را می آموزد !...

اینجا خود خدا است که ملامتش می کند ،

سرزنش وشماتتش می کند ....

پشیمانی ، ندامت ،وحشت ، پریشانی ، ....

عرق از سر و رویش بر ریش های زیبایش که جز

در مشت نمی آید ؛....که خود گفته است

ریش بلند تر از یک قبضه (مشت) در آتش است !!!

بر نشسته وبر لباس های نه چندان نو او می چکد !

دامن از میان جمع بر می کشد ،

 عبایش از شانه در حال افتادن است....

عبا را به دنبال می کشد ....پیر مرد را می بیند که عصا زنان می رود ؛...

رسول الله دنبالش می دود !

صدایش نمی زند ، فریاد نمی زند ، قاصدی در پِیَش نمی فرستد !....

خود باید برود !

خود کرده ....خود نیزباید پاسخگوباشد !..........................پایان قسمت چهارم

Mohammad-erfan.mihanblog.com

شعر عرفان واعتراض

محمدکدخدایی

 

این وظیفه است، تکلیف است ،حق است ،درس است !...

کلاس عملی دانشگاهی که ،استادش پیام آور خداست ،

که هم خود می آموزد، وهم می آموزاند چگونه (بودن) و شدن را  !

وشاگردانش همه ی آزادگان وخردمندان وخدایگان زمین وزمانند !........

وهر کس راهی جز آن پیماید ،از رهروان حق وعدالت وشعور وشرافت نخواهد بود !

پیامبر به اومی رسد ...و در یک نگاه اندوه را در چهره از فقر شکسته پیرمردی که او

را (پسر مادر مکتوم )می خوانند می بیند !....

به او مژده می دهد !...

به آغوشش می کشد !

به سرو رویش دست می کشد...می بوسدش ...می بویدش  !

 که خداوند است بخاطر اوچنین سرزنشش کرده  !

پیرمرد تن به آشتی می دهد ....وازلدت بوسه ها ونوازش ها و

سخنان مراد خویش ، حظ ها ولذت ها می برد !...

از آن زمان تا روزی که بود ،

پیامبر هرگاه ابن ام مکتوم را می دید او را می ستود !

ومورد مهر ومحبت قرار می داد وحتی چند بار او را در غیاب خویش ،

به امارت مدینه گماشت !....

آری پیرمردی کور وفقیر وژنده پوش ، نائب پیامبر !!!!!!!!!!!

زیرا پیامبر فقرا آمده است که فقر را بزداید وهیبت وهیئت وارزش دروغین اشرافیت را

از جهره اشراف برباید...

وجامعه ای بسازد که در آن بین شریف و وضیع –شاه وگدا-

ارباب ورعیت-رئیس ومرئوس وامام وماموم ،فاصله ای وتجیری وحصیری و

نرده ای وزنجیری وریسمانی نباشد !

که اگر باشد ، آن می شود که پیامبر برای نابودیش مبعوث شد . والسلام !!!!!!!!!!

Mohammad-erfan.mihanblog.com

شعر عرفان واعتراض

محمدکدخدایی

 

 !



 





نوع مطلب : مقاله، دین، 
برچسب ها : چرا خداوند بپامبرش تشر میزند، شان نزول سوره عبس،
لینک های مرتبط :
محمد کدخدایی
سه شنبه 10 آذر 1394




آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
فال حافظ

ابزار فال حافظ


به سایت ما خوش آمدید
نام و نام خانوادگی      
آدرس ایمیل      
کلیه حقوق این وبلاگ برای عرفان واعتراض محفوظ است
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات